Create
Learn
Share

1600 words 5

rename
ahmadnrm's version from 2017-04-29 18:27

Section 13

Question Answer
Propensityتمایل ، گرایش
Speculateاندیشیدن ، حدس زدن / دست به قمار زدن
Infiltrateنفوذ کردن
Purportمفهوم ، ادعا کردن ، معنا
Rapportرابطه دوستانه
Esteem احترام گذاشتن ، اعتبار ، عزت
Garnerجمع آوری کردن ، گردآوردن
Upheavalتغییر ، دگرگونی بزرگ
Deploreانتقاد کردن ، محکوم کردن
Imploreالتماس کردن
Grantاعطا کردن / اجازه دادن و تصدیق کردن
Detain/ detentionبازداشت کردن ، بازداشت ، توقیف
Priorityاولویت ، ارجحیت
Acquaintآگاه کردن ، مطلع کردن ، آشنا کردن
Ascribeنسبت دادن ، ناشی دانستن از
Divergeواگرا بودن ، انشعاب یافتن
Convergeهمگرا بودن
Digressاز موضوع منحرف شدن
Protestاعتراض کردن ، شکایت ، تظاهرات
Collude / collusionتبانی کردن / تبانی ، زد و بند
Illusionتوهم ، خیال
Hallucinationوهم ، خیال واهی
Eruptفوران کردن
Corruptionانحراف ، فساد
Requisite ضروری ، لازم ، لازمه
Inquisitiveکنجکاو
Assailهجوم آوردن
Cryptic مرموز ، مبهم
Eccentricعجیب و غریب ، غیر عادی
Embellish آرایش کردن ، تزیین کردن
Bribeرشوه دادن
Blemishلکه دار کردن ، خدشه دار کردن
Embezzleاختلاس کردن
Scandalرسوایی
Assure اطمینان دادن
Lucidواضح ، قابل فهم
Mediateوساطت کردن ، میانجی گری کردن
Ephemeralزود گذر ، بی دوام
Contingencyپیشامد محتمل الوقوع
Apathyبی تفاوتی ، بی علاقگی
Sympathyدلسوزی ، همدردی
Antipathyانزجار ، تنفر
Floutقانون شکنی کردن ، زیر پا گذاشتن
Revengeانتقام گرفتن ، تلاقی
Bolsterتقویت کردن ، حمایت کردن
Humiliateشرمسار کردن ، تحقیر کردن
Recountتعریف کردن ، بازگو کردن
Pragmaticواقع بین ، عمل گرا
Stipulateقید کردن (در قرار داد)
Focalمهم ، مرکزی
Tormentمجازات ، شکنجه
Pensionمستمری
Decreeحکم ، فرمان ، فتوا
Vacillateمردد بودن ، دودل بودن ، نوسان کردن
Palliateتسکین دادن ، موقتا آرام کردن
Decrepitفرسوده ، قدیمی
Chronologicalترتیب زمانی وقوع
Depreciateمستهلک کردن
Desperateنا امید کننده و دشوار، درمانده و مایوس
Enterpriseبنگاه اقتصادی ، کسب و کار
Intrepidبی باک ، شجاع
Pessimistبدبین
Rebukeسرزنش کردن ، توبیخ کردن
Copeاز عهده کاری بر آمدن ، سر و کار داشتن
Frustrateدلسرد کردن ، نا امید کردن /خنثی کردن ، بی نتیجه گذاردن
Omenفال ، نشانه
Quandaryسرگردانی ، تردید
Affinityنزدیکی ، وابستگی ،قرابت
Objectمخالفت کردن ، اعتراض کردن
Withholdخودداری کردن ، مضایقه کردن ، نزد خود نگه داشتن
Causticنیش دار ، تند ، طعنه آمیز
Shrinkکوچک شدن ، آب رفتن
Contentiousبحث بر انگیز
Pretentiousتظاهر کننده
Vindicateتبرئه کردن ، توجیه کردن
Sparseپراکنده ، کم پشت
Customaryمعمول ، مرسوم
Nemesisحریف سر سخت
Fastidiousوسواسی ، سخت گیر ، بسیار دقیق
Invadeهجوم بردن ، حمله کردن
Rebelیاغی ، شورشی
Lethargicسست ، بی حال
Lethalکشنده ، مهلک
Mundaneمعمولی ، کسل کننده ، روز مره
Hurdleمانع ، مشکل
Seizeمصادره کردن ، تصاحب کردن ، قاپیدن
Heterogeneousغیر همگون
Homogeneousهمگن
Incessantبدون وقفه ، پیوسته
Malleableنرم و قابل انعطاف پذیر ، شکل پذیر
Squanderولخرجی کردن ، هدر دادن
Proponentطرفدار ، هوادار ، حامی
Noviceتازه کار ، مبتدی
Repertoireمجموعه مهارت ها و توانایی ها
Painstaking دقیق ، مستلزم دقت و زحمت
Twistپیچاندن ، تاب خوردن ، چرخیدن ، پیچ و خم
memorize