Create
Learn
Share

1600 word

rename
ahmadnrm's version from 2016-07-19 07:35

Section 1

Question Answer
renownشهرت
distinctمجزا ، متفاوت
persistپافشاری کردن ، اصرار کردن
endeavorتلاش کردن ، سعی ، تلاش
contemporaryمعاصر
encompassدربرگرفتن ، شامل بودن
ampleفراوان ، بیش از اندازه
deliberateعمدی ، تعمدی انجام دادن
elaborateدارای جزییات زیاد ، پیچیده
sporadicتک و توک ، پراکنده
subjectiveغیر واقعی ، ذهنی
objectiveعینی ، واقعی
facilitate / facilityتسهیل کردن/ امکانات
tremendousعظیم ، شگرف ، زیاد
simultaneousهمزمان
nimbleزیرک ، چالاک
claimادعا کردن ، ادعا
acclaimستایش کردن
memorize

Section 2

Question Answer
assertادعا کردن ، اظهار کردن
murderقتل ، به قتل رساندن
abruptناگهانی
principalاصلی ، مهمترین / مدیر ، رییس
principleاصل ، قاعده کلی
ruinویرانی ، خرابی ، نابود کردن
electionانتحابات
affordاز عهده بر آمدن ، توانایی مالی داشتن ، فراهم کردن
mergeادغام کردن ، یکی کردن
perturbنگران کردن ، آزرده کردن
sustainحفظ کردن ، نگاه داشتن
disperseپراکنده کردن ، متفرق ساختن
occupyاشغال کردن
notify/notificationاعلام کردن ، آگاه ساختن / اعلان
originateسرچشمه گرفتن
orientate / orientجهت یابی کردن ، گرایش پیدا کردن
presumeفرض کردن
memorize

Section 3

Question Answer
merelyفقط
overseasخارج از کشور ، آن سوی آب ها
frightenترساندن
accompanyهمراهی کردن ، همراه بودن
wealthyثروتمند ، غنی
appreciateقدردانی کردن ، درک کردن (2 معنی متفاوت)
intellectualعقلانی ، فکری ، روشنفکر
convertتبدیل کردن
stealthyیواشکی ، پنهانی ، مخفیانه
capableتوانا ، قابل
consultمشورت کردن
accountحساب ، گزارش
accountableمسئول ، پاسخگو
interior/exteriorداخلی / خارجی
eventual/eventuallyنهایی ، نهایتا
laborکار
motiveانگیزه ، محرک
somewhatتا حدی
memorize

Section 4

Question Answer
rely/relianceاعتماد کردن / متکی بودن (2 معنی متفاوت)
crisisبحران
aimهدف قرار دادن ، هدف
aidکمک کردن ، کمک
orbitمدار ، دور زدن
participateشرکت کردن
benchmarkمطالعه تطبیقی کردن ، بهینه کاوی کردن
broaden/broadگسترش دادن / پهناور ، گسترده
hintاشاره کردن ، سخن راهنما
parallelموازی
pertinentمربوط
consistentثابت قدم ، استوار
synchronizeهمزمان کردن
prevalentرایج ، شایع
deduceاستنباط کردن ، دریافتن
elicitبیرون کشیدن(اطلاعات)
distinguishتمایز قایل شدن ، تشخیص دادن
memorize

Section 5

Question Answer
endureتاب آوردن ، تحمل کردن
deludeفریب دادن
eludeطفره رفتن ، اجتناب کردن(فرار کردن)
distractحواس پرت کردن
penetrateنفوذ کردن
injuryصدمه ، آسیب
draftپیش نویس
fulfillبرآورده کردن ، تحقق بخشیدن ، عمل کردن
criticizeانتقاد کردن
hinderمانع شدن
discreet/discretionمحتاط ، صلاح دید
perfidyخیانت ، نقض پیمان
domesticاهلی ، خانگی ، بومی
slightlyکمی ، اندکی ، جزیی
mysteriousاسرار آمیز ، مرموز
copiousفراوان
memorize

Section 6

Question Answer
detectمتوجه شدن ، دریافتن
highlightبرجسته کردن ، نکته برجسته
securityایمنی ، امنیت
verifyتصدیق کردن ، تایید کردن
infrastructureزیرساخت
utilize/ utilityبکار بردن ، استفاده کردن /مطلوبیت ، کاربرد
initiativeابتکار ، قریحه
coordinateهماهنگ کردن / مختصات جغرافیایی / هم پایه ، همتراز
retireبازنشسته شدن
shieldمحافظت کردن ، سپر ، محافظ
memorize