Create
Learn
Share

1600 word

rename
ahmadnrm's version from 2017-02-25 16:59

Section 1

Question Answer
renownشهرت
distinctمجزا ، متفاوت
persistپافشاری کردن ، اصرار کردن
endeavorتلاش کردن ، سعی ، تلاش
contemporaryمعاصر
encompassدربرگرفتن ، شامل بودن
ampleفراوان ، بیش از اندازه
deliberateعمدی ، تعمدی انجام دادن
elaborateدارای جزییات زیاد ، پیچیده
sporadicتک و توک ، پراکنده
subjectiveغیر واقعی ، ذهنی
objectiveعینی ، واقعی
facilitate / facilityتسهیل کردن/ امکانات
tremendousعظیم ، شگرف ، زیاد
simultaneousهمزمان
nimbleزیرک ، چالاک
claimادعا کردن ، ادعا
acclaimستایش کردن
assertادعا کردن ، اظهار کردن
murderقتل ، به قتل رساندن
abruptناگهانی
principalاصلی ، مهمترین / مدیر ، رییس
principleاصل ، قاعده کلی
ruinویرانی ، خرابی ، نابود کردن
electionانتحابات
affordاز عهده بر آمدن ، توانایی مالی داشتن ، فراهم کردن
mergeادغام کردن ، یکی کردن
perturbنگران کردن ، آزرده کردن
sustainحفظ کردن ، نگاه داشتن
disperseپراکنده کردن ، متفرق ساختن
occupyاشغال کردن
notify/notificationاعلام کردن ، آگاه ساختن / اعلان
originateسرچشمه گرفتن
orientate / orientجهت یابی کردن ، گرایش پیدا کردن
presumeفرض کردن
merelyفقط
overseasخارج از کشور ، آن سوی آب ها
frightenترساندن
accompanyهمراهی کردن ، همراه بودن
wealthyثروتمند ، غنی
appreciateقدردانی کردن ، درک کردن (2 معنی متفاوت)
intellectualعقلانی ، فکری ، روشنفکر
convertتبدیل کردن
stealthyیواشکی ، پنهانی ، مخفیانه
capableتوانا ، قابل
consultمشورت کردن
accountحساب ، گزارش
accountableمسئول ، پاسخگو
interior/exteriorداخلی / خارجی
eventual/eventuallyنهایی ، نهایتا
laborکار
motiveانگیزه ، محرک
somewhatتا حدی
rely/relianceاعتماد کردن / متکی بودن (2 معنی متفاوت)
crisisبحران
aimهدف قرار دادن ، هدف
aidکمک کردن ، کمک
orbitمدار ، دور زدن
participateشرکت کردن
benchmarkمطالعه تطبیقی کردن ، بهینه کاوی کردن
broaden/broadگسترش دادن / پهناور ، گسترده
hintاشاره کردن ، سخن راهنما
parallelموازی
pertinentمربوط
consistentثابت قدم ، استوار
synchronizeهمزمان کردن
prevalentرایج ، شایع
deduceاستنباط کردن ، دریافتن
elicitبیرون کشیدن(اطلاعات)
distinguishتمایز قایل شدن ، تشخیص دادن
endureتاب آوردن ، تحمل کردن
deludeفریب دادن
eludeطفره رفتن ، اجتناب کردن(فرار کردن)
distractحواس پرت کردن
penetrateنفوذ کردن
injuryصدمه ، آسیب
draftپیش نویس
fulfillبرآورده کردن ، تحقق بخشیدن ، عمل کردن
criticizeانتقاد کردن
hinderمانع شدن
discreet/discretionمحتاط ، صلاح دید
perfidyخیانت ، نقض پیمان
domesticاهلی ، خانگی ، بومی
slightlyکمی ، اندکی ، جزیی
mysteriousاسرار آمیز ، مرموز
copiousفراوان
detectمتوجه شدن ، دریافتن
highlightبرجسته کردن ، نکته برجسته
securityایمنی ، امنیت
verifyتصدیق کردن ، تایید کردن
infrastructureزیرساخت
utilize/ utilityبکار بردن ، استفاده کردن /مطلوبیت ، کاربرد
initiativeابتکار ، قریحه
coordinateهماهنگ کردن / مختصات جغرافیایی / هم پایه ، همتراز
retireبازنشسته شدن
shieldمحافظت کردن ، سپر ، محافظ
memorize

Section 2

 

Question Answer
henceبنابراین
feeدستمزد ، هزینه
withdrawعقب کشیدن ، کنار کشیدن ، برداشت کردن پول
entailمستلزم بودن
unanimousمتفق القول ، هم رای
identicalیکسان
repealفسخ کردن ، لغو کردن
revealفاش کردن
testimonyشهادت ، گواهی
testimony to/ of sthگواهی بودن بر / دلیلی بودن بر
recklessبی پروا ، بی ملاحظه
mediocreمتوسط
affableمهربان ، خوش برخورد ، صمیمی
instantlyدر یک آن ، فورا ، سریعا
overlookنادیده گرفتن
legitimateقانونی ، مشروع
tangibleملموس ، عینی
jeopardizeبه خطر انداختن
settleساکن شدن ، به توافق رسیدن
giganticعظیم ، بزرگ
lasting=permanentبا دوام ، پایدار
obstacleمانع
vibrantپر انرژی ، پر طراوت
brilliantدرخشان ، با استعداد
intensifyتشدید کردن
arbitraryدلبخواه ، اختیاری ، خودسرانه ، مستبدانه
apparentآشکار ، واضح
vitalحیاتی ، ضروری
toxicسمی
venomousسمی
aggregateدر مجموع ، جمع شدن ، کل
aggravateوخیم تر کردن ، خشمگین کردن
segregateمجزا کردن
sacrificeاز خود گذشتگی کردن ، قربانی کردن
maintainحفظ کردن ، نگاه داشتن
gatherجمع آوری کردن
motionحرکت
notionنظر ، عقیده ، باور
philanthropicانسان دوستانه
placidخونسرد ، آرام
archaicکهنه ، قدیمی
shelterپناه دادن ، پناهگاه
plenty/plentifulفراوان ، وافر
ambiguousمبهم
temptوسوسه کردن
anticipateانتظار داشتن ، پیش بینی کردن
astuteزیرک ، هوشیار
convinceمتقاعد کردن
convictمتهم کردن ، محکوم کردن
convictionعقیده راسخ / محکومیت
witticismشوخ طبعی
relinquishدست کشیدن از ، رها کردن
forbidممنوع کردن
concealپنهان کردن
diverseگوناگون ، متنوع
keenمشتاق
excelبرتری داشتن بر ، بهتر بودن از
reviveاحیا شدن ، جان تازه گرفتن
alterتغییر دادن
surpassبهتر و برتر بودن ، بیشتر بودن
doubtشک داشتن
appeal/appealingتقاضا کردن ، جذب کردن / جذاب
waryمحتاط
envyحسادت
feebleضعیف
discloseآشکار کردن ، فاش کردن
exemptمعاف ، معاف کردن
jestشوخ طبعی
patriotوطن پرست
disputeبحث و مشاجره کردن
distressغم و اندوه
diminishکاهش دادن ، کم کردن
fleeفرار کردن
fleetingسریع و زود کذر
commendستایش کردن ، ستودن
commenceشروع کردن
rivalرقیب ، حریف ، رقابت کردن
amendاصلاح کردن ، ترمیم کردن
violentخشن ، شدید
resignاستعفا دادن
ponderسنجیدن ، تفکر کردن ، تعمق کردن
volunteer / voluntaryداوطلب / داوطلبانه
demandتقاضا نمودن ، درخواست کردن
widespreadگسترده ، فراگیر
severeسخت ، شدید
scheduleزمان بندی ، برنامه ریزی کردن
restrictمحدود کردن ، مانع شدن
mentionاشاره کردن ، صحبت کردن
remarkبیان کردن ، صحبت کردن
remarkableجالب توجه ، عالی
promptبرانگیختن / سریع
promptlyسروقت ، سریعا
revenueدرآمد ، عایدی
regulationقوانین ، اصول و مقررات
redundant/redundancyبیش از حد ، حشو ، زیادی
clarifyتشریح کردن ، روشن کردن
exaggerateمبالغه کردن
primeمهم ترین ، اصلی ، نخست
preciousگران بها ، با ارزش
refurbishبازسازی کردن ، نوسازی کردن
hollowتوخالی ، پوچ ، حفره
hallowمقدس دانستن
welfareرفاه ، آسایش
memorize

Section 3

 

Question Answer
legislateقانون گذاری کردن
intrigue/intriguingمجذوب کردن / جذاب
contradictoryمتناقض ، ضد و نقیض
pollرای گیری ، نظرسنجی
investigateبررسی کردن ، وارسی کردن
conveyانتقال دادن ، رساندن معنا
creepخزیدن
evenیکنواخت / عدد زوج
periodicallyبه صورت دوره ای ، هرچند وقت یکبار
attitudeحالت ، روش و رفتار
superiorبرتر ، ما فوق ، بالا تر
inferiorزیر دست ، پایین تر
rejectرد کردن ، نپذیرفتن
antiquatedقدیمی
depleteته کشیدن ، کاملا منصرف شدن
repleteلبریز ، پر
seekجستجو کردن
suitableمناسب ، شایسته
strikingچشم گیر ، قابل توجه
strikeضربه زدن / حمله / اعتصاب
innovativeخلاقانه ، نوآورانه
releaseآزاد کردن ، رها کردن
preconceptionپیش فرض ، پیش داوری
dormantعیر فعال ، خواب
vanishمحو شدن ، نا پدید شدن
varnishجلا دادن
vigorousقدرتمند ، پرانرژی
rigorousسخت و شدید ، دقیق
readilyبا اشتیاق ، به آسانی
exclusivelyمنحصرا ، فقط
peculiarعجیب و غریب ، خاص ، ویژه
contaminatedآلوده
accelerateتسریع کردن ، شتاب گرفتن
blurمحو کردن ، تار کردن ، تار
isolatedجدا شده ، دور افتاده
propheticمبتنی بر پیشگویی
partisanهوادار متعصب
conformپیروی کردن ، مطابقت داشتن
occasionallyگهگاه ، بعضی اوقات
intendقصد داشتن ، بر آن بودن
intentionallyعمدا
deceptiveفریبنده
receptiveپذیرا
coreبخش اصلی و مهم ، هسته
reportedlyبنا بر شنیده ها ، ظاهرا
denseانبوه ، متراکم
extremelyبه شدت ، خیلی
solveحل کردن
predictableقابل پیش بینی
outlandishعجیب و غریب
financeسرمایه
illustrationتصویر
radiantدرخشان ، باشکوه
controversialبحث برانگیز
phenomenonپدیده
minusculeبسیار کم ، ریز
advantageمزیت ، برتری
intrinsicذاتی ، درونی ، فطری
intrinsic to sthجز لاینفک
traitویژگی ، مشخصه
traitorخائن
rudimentaryابتدایی ، پایه ای
oppositionضدیت ، مخالفت
impartialبی طرف ، منصفانه
distortتغییر شکل دادن ، تحریف کردن
adverse / adverselyنا مطلوب ، مخالف و مغایر
synthesisترکیب
oddغیر عادی ، عجیب / عدد فرد
eliminateحذف کردن
dramaticشگرف و قابل توجه / نمایشی
triumphپیروزی
crucialضروری ، حیاتی ، لازم
launchآغاز کردن ، راه اندازی کردن ، روانه کردن
eminentبرجسته ، مشهور ، برتر
on behalf ofبه نمایندگی از ، از سوی ، از طرف
infectiousمسری ، واگیردار
tokenرمز ، نشان ، علامت
trickyنیرنگ آمیز ، دغلکارانه
graspدرک کردن / چنگ زدن
entitleلقب دادن ، نامیدن / اجازه (قانونی) دادن
invaluableپرارزش ، گران بها
shrinkکوچک شدن ، کاهش یافتن
sophisticatedپیچیده / فرهیخته و آگاه
inbornذاتی ، فطری
illegibleناخوانا ، بد خط
eligible شایسته ، مناسب ، واجد شرایط
siteمحل ، مکان
citeارجاع دادن به ، نقل قول کردن
malnutritionسو تعذیه
malfunctionدرست کار نکردن ، عیب ، خراب
efficacyاثربخشی
inclineتمایل داشتن / خم شدن / شیب
barricadeمسدود کردن
memorize

Recent badges