Create
Learn
Share

1600 word 4

rename
ahmadnrm's version from 2017-03-10 18:49

Section 10

Question Answer
Discern/discernibleتشخیص دادن ، قابل تشخیص
Delinquentمتخلف ، خطاکار
Numerousفراوان ، متعدد ، بی شمار
Giftedبا استعداد ، تیزهوش
Rageخشم ،غضب
Sage/sagaciousحکیم ، هوشمند
Masculineمردانه
Feminineزنانه
Frankرک ، صریح
Vacant/vacancyجای خالی
Fortuneپول ، ثروت / بخت ، شانس
Misfortuneبدبختی ، بد شانسی
Fortunateخوش شانس ، خوش بخت
Squeezeفشار دادن ، له کردن
Staffکارکنان ، کارمندان
Unaccustomedنا آشنا ، نا ملموس
Idleبدون استفاده ، غیر فعال ، تنبل ، بیکار
Idolمعبود ، بت
Luxuriousمجلل ، لوکس
Juvenileنوجوان
Criterionمعیار ، ملاک ، ضابطه
Subordinateکارمند، فرمانبردار ، درجه پایین تر
Reside/residentسکونت داشتن / مقیم ، ساکن
Upshotنتیجه ، سرانجام
Enumerateلیست کردن ، برشمردن
Furtiveپنهان
Latentنهفته ، موجود ولی پنهان
Laden(with)سرشار از ، مملو از
Rife (with)شایع ، متداول ، پر
Commodityکالا
Abhorتنفر داشتن از
Nullify / nullلغو کردن ، خنثی کردن / پوچ ، تهی
Viableعملی ، شدنی
Vulnerableآسیب پذیر
Bulkyبزرگ ، عظیم
Indulgeافراط کردن ، زیاده روی کردن
Divulgeافشا کردن ، برملا کردن
Adhere /adherenceچسبیدن / تبعیت ، پای بندی ، چسبندگی
Yieldمحصول ، ثمره دادن / تسلیم شدن
Molestعذاب دادن ، آزار رساندن
Spaciousجادار ، وسیع ، فراخ
Perceptionادراک
Inceptionشروع ، آغاز
Inspirationالهام
Conceptionمفهوم
Proliferationشیوع ، تکثیر، رواج
Excludeمانع شدن ، محروم کردن
Extinctionانقراض
Distinctionتمایز ، برتری
Volitionخواست ، اراده
Petitionدادخواست
Decentنجیب ، محجوب ، مناسب ، مقتضی
Integrityتمامیت و یکپارچگی / صداقت و درستی
Inheritبه ارث بردن
Lucrativeپرمنفعت ، سودمند
Ludicrousمضحک ، خنده آور
Reinforceتقویت کردن
Fortifyتقویت کردن ، مستحکم کردن
Paradigmالگو ، نمونه
Straightمستقیم ، راست
Wasteهدر دادن ، اتلاف ، زاید
Volcanoکوه آتشفشان
Confluenceتلاقی ، تقاطع
Inflationتورم
Subtleظریف و نامحسوس ، زیرکانه
Complexپیچیده / مجموعه ، مجتمع
Recipientدریافت کننده ، گیرنده
Compassionهمدردی ، دلسوزی
Audacityشجاعت ، جسارت
Retrieveبازیابی کردن ، احیا کردن
Inadvertentغیر عمدی
Hastenشتاب کردن ، سرعت بخشیدن
Retainنگاه داشتن ، حفظ کردن
Attainبه دست آوردن ، دست یافتن ، نایل شدن
Infer/inferenceاستنباط کردن
Insightبینش ، بصیرت
Foresightدوراندیشی
Intricateدارای جزییات زیاد ، پیچیده
Extricateآزاد کردن ، خلاصی بخشیدن
Reward =Awardپاداش دادن
Naïveساده لوح ، بی تجربه ، ساده
Treatدرمان کردن / رفتار کردن
Luggageبار و بنه ، جامه دان ، توشه
Intervalفاصله ی زمانی ، وقفه
Conspireتوطئه کردن
Inspectionبازرسی
Prospectچشم انداز ، دورنما ، امیدواری
Allotاختصاص دادن
Propel/propulsionبه جلو راندن ، سوق دادن / پیش ران
Moderateمعتدل ، میانه
Mediocreمعمولی ، نه چندان خوب ، متوسط
Proneمستعد ، متمایل
Condenseمتراکم کردن ، چگالیدن (تبدیل بخار به مایع)
Finiteمحدود
Infinityبی نهایت ، ابدیت
Definitelyقطعا
Rationalعقلانی ، معقول ، منطقی
Rationaleمنطق ، اساس
Moralاخلاقی
Moraleروحیه
Intermittentمنقطع ، پراکنده ، گهگاه
Stakeholderذینفع
Decimateتلفات زیاد وارد کردن
Maladyبیماری
memorize

Section 11

Question Answer
Procedureرویه ، روند ، روال
Scrutinizeموشکافی کردن ، به دقت وارسی کردن
Authenticمعتبر ، موثق ، واقعی
Fineجریمه کردن / خوب ، ظریف
Awfulافتضاح ، بسیار بد ، مهیب
Apologizeعذر خواهی کردن
Aromaرایحه ، بو ، عطر
Valor/valorousشجاعت ، دلاوری / شجاع
Negligibleاندک ، ناچیز
Harborپناهدادن ، بندرگاه
Rigidسفت و محکم ، جامد
Albeitاگر چه
Surgeهجوم بردن ، موج خروشان
Urgeاصرار کردن ، با اصرار وادار کردن
Tenableقابل دفاع
Captiveزندانی
Premiseفرض منطقی کردن ، فرضیه
Demiseمرگ ، فوت ، انحلال ، نابودی
Surmiseحدس زدن ، حدس و گمان
Aggressiveپرخاشگر ، خشن
Hostileدشمنی ، متخاصم ، ضد و مخالف
Docileمطیع ، سر به زیر
Dubiousمشکوک
Daringشجاعت ، جسور
Foundationتاسیس ، بنیان ، پایه
Depositسپرده ، ته نشین کردن
Designateتعیین کردن ،تخصیص دادن / برگزیدن
Ventureریسک کردن ، کسب و کار مخاطره آمیز
Wrapبسته بندی کردن ، پوشاندن ، پیچیدن
Comprehensiveجامع ، کامل
Spectatorبیننده
Reliefآسایش ، راحتی
Gratefulسپاسگزار ، قدرشناس
Limberانعطاف پذیر
Plethoraفراوانی ، ازدیاد
Prideغرور ، افتخار کردن ، مباهات
Culpritمجرم ، مقصر
Colleagueهمکار
Priorقبلی ، پیشین ، مقدم
Dilemmaمخمصه ، دوراهی ، تنگنا
Considerableقابل توجه
Abroadخارج از کشور
Unbiasedبی غرض ،بدون تعصب ، منصفانه
Surviveزنده ماندن
Compatibleسازگار
Tyrantظالم ، ستمگر
Raceمسابقه ، رثابت / قوم ، نژاد
Discardدو رانداختن ، دست کشیدن از
Sootheتسکین دادن ، آرام کردن
Harshشدید ، خشن ، تند ، زننده
Wearyخسته
Trivialناچیز ، نا قابل
Reconcileآشتی دادن ، وفق دادن
Possessionمالکیت ، دارایی
Peerهمتا ، برابر
Demarcateتعیین حدود کردن
Drasticشدید ، حاد
Symmetry /asymmetryتقارن / نامتقارن
Stubbornخیره سر ، لجوج ، سرسخت
Innocentبی گناه
Timidخجالتی ، ترسو
Intimidateترساندن
Ultimateنهایی
Mythافسانه ، اسطوره
Temperateمتعادل ، ملایم
Lunaticدیوانه ، مجنون
Maniacدیوانه
Smuggleقاچاق کردن
Emulateتقلید کردن
Droughtخشکسالی
Paramountمهم ترین ، برترین
Articulateشمرده سخن گفتن ، سخنور
Remnantباقی مانده
Triggerشروع کردن ، به راه انداختن
Legacyمیراث
Delineateمشخص کردن ، شرح دادن
Indispensableضروری ، واجب
Glimpseنظر اجمالی
Antecedentاجداد / قبلی ، سابق ، پیشین
Deficientدارای کمبود ، ناقص
Subsidiaryجنبی ، فرعی ، شرکت تابعه
Extravagantولخرج ، گزاف ، افراطی
Exorbitantگزاف
Discrepancyاختلاف ، تفاوت
Consensusاجماع ، اتفاق نظر
Censusسرشماری
Arenaعرصه ، صحنه ، استادیوم
Brutalبی رحم ، وحشیانه
Liabilityمسئولیت (قانونی) ، بدهی
Suppressفرونشاندن ، سرکوب کردن ، توقیف کردن
Arrogantمغرور ، متکبر
Portfolioاوراق بهادار ، سبد
Beckonاشاره کردن ، با اشاره صدا زدن
Reckonحساب کردن ، به حساب آوردن
Munificentسخاوتمند ، بخشنده
Treacheryخیانت
Outrageousاهانت آمیز، تکان دهنده ، بسیار بد
Clamorousپرهیاهو ، پر سرو صدا
Kidnapآدم ربایی کردن
Clusterدسته شدن ، دسته ، خوشه
memorize

Section 12

Question Answer
Imminentقریب الوقوع
Affiliateوابسته بودن ، مربوط بودن
Exoticجالب ، عجیب و غریب ، خارجی
Tactتدبیر ، درایت
Conclusiveقطعی ، نهایی
Gamutحیطه ، وسعت ، حدود
Vogueمد ، رسم متداول
Pinpointبا دقت مشخص کردن
Allegeادعا کردن ، مدعی شدن
Riseبالا آمدن
Raiseبالا آوردن
Leadingبرحشته ، عمده
Retardبه تعویق انداختن ، کند کردن
Residualباقی ماندن
Curriculumبرنامه آموزشی
Diffuseمنتشز شدن ، پراکنده کردن
Tenseعصبی و مضظرب ، وضعیت وخیم
Terseمختصر و کوتاه
Fertileحاصلخیز ، بارور
Futileبیهوده ، بی ثمر
Adopt اتخاذ کردن ، به فرزندی پذیرفتن
Adaptوفق دادن ، سازگار کردن
Adeptزبردست ، ماهر
Incentiveانگیزه ، با اشتیاق
Reprimandتوبیخ کردن ، سرزنش کردن
Accumulateجمع شدن ، روی هم انباشته شدن
Equivocalدو پهلو ، مبهم
Impactاثر ، ضربه
Proficientخیره ، زبردست
Concurموافق بودن / هم زمان بودن
Concurrentهمزمان ، متقارن
Susceptibleآسیب پذیر ، مستعد (برای دریافت بیماری)
Evolveتکامل پیدا کردن ، رشد کردن
Revolutionانقلاب
Revolveچرخیدن
Circumscribeمحدود کردن
Circumstanceشرایط ، چگونگی
Circumspectمحتاط
Imitateتقلید کردن
Allude (to)اشاره کردن به
Peripheryمحیط ، پیرامون ، اطراف
Nurtureپرورش دادن
Fosterپرورش دادن
Confessاعتراف کردن
Arduousدشوار ، سخت ، پرزحمت
Enticeاغوا کردن ، وسوسه کردن
Opaqueغیر شفاف ، مبهم
Curtailمحدود کردن
Industriousساعی ، کوشا
Instrumentalتاثیر گذار ، مفید و سودمند /موسیقی ابزاری
Grievanceشکایت ، اعتراض
Voraciousحریص ، با اشتیاق
Rectifyتصحیح کردن
Improviseاز بداهه ساختن
Misgivingشبهه ، تردید
Sluggishکند ، کساد ، تنبل
Diligentساعی ، کوشا
Vigilantهوشیار ، مراقب
Mandatoryالزامی ، واجب
Engenderبه وجود آمدن ، موجب شدن
Dismissبرکنار کردن ، اخراج کردن ، بی اهمیت دانستن
Surveyنظر سنجی ، بررسی کردن
Fundسرمایه ، پول
Fondعلاقه مند ، شیفته ، مشتاق
Be fond of Sb / Sthعلاقه داشتن
Benignمهربان ، خوش خیم (برای بیماری)
Duressتهدید ، اجبار
Apprehendدستگیر کردن / درک کردن
Assetسرمایه ارزشمند ، دارایی
Overthrow سرنگون کردن ، برانداختن
Throneتاج و تخت پادشاهی
Hegemonyبرتری ، تسلط ، پیشوایی
Devoidتهی ، عاری از
Heedless بی ملاحظه ، بی اعتنا
Tentativeآزمایشی ، امتحانی
Provisionalموقتی
Perpetualدائمی ، همیشگی
Awkwardناراحت کننده ، ناخوشایند ، نامناسب
Embarrassخجالت دادن ، برآشفتن ، شرمسار کردن
Assimilateجذب کردن ، همانند ساختن ، جزیی از وجود خود کردن
Assassinateکشتن ، قتل
Scantاندک ، کم
Revereاحترام گذاشتن
Gloriousلایق تحسین ، با شکوه
Pervasiveنافذ ، فراگیر ، گسترده
Plightمخمصه ، گرفتاری ، شرایط سخت
Notoriousبدنام
Endowبخشیدن ، وقف کردن
Bestowهدیه گردن ، اعطاکردن
Accordمطابقت داشتن ، توافق نامه ، موافقت
Discordناسازگار بودن ، اختلاف ، نزاع
Tackleاز عهده برآمدن
Alignتنظیم کردن ، در یک ردیف قرار دادن
Synopsisخلاصه
Speciesنوع ، گونه
Majesticبا شکوه ، با عظمت
Tameاهلی ، اهلی کردن
Censureبازخواست کردن ، توبیخ کردن
Contriveطرح ریزی کردن ، تدبیر کردن ، ترتیب دادن
Veinرگ ، ورید
Coarseزبر ، زمخت ، بی ادب و گستاخانه
Magnanimousبزرگوار ، بخشنده
Credulousساده لوح ، زودباور
Vertigoسرگیجه
memorize

Recent badges