Create
Learn
Share

1600 word 3

rename
ahmadnrm's version from 2017-02-22 13:15

Section 7

Question Answer
compriseشامل بودن ، در بر داشتن
compromiseمصالحه کردن ، سازش
immenseعظیم ، وسیع ، کلان
enrichارتقا دادن ، غنی کردن
suspendتعلیق کردن
wisdomخرد ، دانایی ، بصیرت
currencyپول رایج ، واحد پول
convenientمناسب ، راحت
overlapهم پوشانی کردن
resilientانعطاف پذیر ، دارای حالت ارتجاعی
withstandتحمل کردن ، تاب آوردن
correspondمطابقت و همخوانی داشتن ، به هم مرتبط بودن / مکاتبه کردن
collaborateهمکاری کردن
defend / defenseدفاع کردن / دفاع
offend/offenseحمله کردن / قانون شکنی ، اهانت
adverseنامساعد ، در جهت مخالف ، نا مطلوب
converseتضاد / مکالمه کردن
diverseگوناگون ، متنوع
disperseپراکنده کردن ، متفرق ساختن
attributeنسبت دادن ، صفت ، ویژگی
authorityقدرت ، اختیار ، مقام مسئول
authorنویسنده ، تالیف کردن
transportحمل ونقل کردن ، ترابری
transferمنتقل کردن ، انتقال
transformتغییر شکل دادن ، دگرگون ساختن
transparentشفاف
transmitانتقال دادن ، فرستادن
inevitableاجتناب نا پذیر ، نا گزیر
discreetمحتاط
discreteمجزا ، گسسته
pacifyآرام کردن ، تسکین دادن
exhaustخسته کردن / اگزوز / تخلیه کردن
exhaustiveجامع ، کامل
holisticهمه جانبه ، کل گرا
severityشدت ، سختی
despiteعلی رغم ، با وجود
subsideفروکش کردن
subsidyیارانه
adolescentنوجوان
elevateبالا بردن ، ارتقا دادن
multitudeبسیار ، فراوان
reciprocalمتقابل ، دو طرفه
verdictرای ، نظر ، حکم دادگاه
undertakeبه عهده گرفتن ، تقبل کردن
undergoمتحمل چیزی شدن ، دست خوش چیزی شدن
devourبلعیدن
detourمسیر انحرافی
justiceعدالت
deriveناشی شدن ، مشتق شدن
depriveمحروم کردن
encourageتشویق کردن ، ترغیب کردن
discourageدلسرد کردن
intrude/intrusiveبه زور وارد شدن ، سر زده آمدن
patternالگو
suspectسو ظن داشتن ، شک داشتن ، مشکوک
witnessشهادت دادن ، شاهد ، گواهی
starvation/famineقحطی ، خشکسالی
graduallyبه تدریج ، رفته رفته
haltمتوقف کردن
conscientiousوظیفه شناس ، درستکار
millenniumهزاره
centuryقرن ، سده
decadeدهه
adequateکافی
hesitateتردید داشتن ، مکث کردن
populationجمعیت
pollutionآلودگی
urgentفوری ، ضروری
saturatedاشباع شده
duplicateکپی کردن ، کپی ، همانند
faceرو به رو شدن ، رو در رو شدن ، صورت
facetجنبه ، منظر
mingleمخلوط کزدن ، آمیختن
unlikelyبعید ، غیر محتمل
compel/compulsoryوادار کردن ، مجبور کردن / اجباری
trapدام ، تله
tranquilityآرامش ، سکون ، آسودگی
enactقانون گذاری کردن
bewilderسردر گم کردن ، گیج کردن
reviseتجدید نظر کردن ، اصلاح کردن
rarelyبه ندرت
fugitiveفراری ، پناهنده
collapseفروریختن ، نابود شدن
anomalyغیر عادی ، نا متعارف
ambushکمین کردن ، کمین
promisingپرآتیه ، نویدبخش ، امیدوار کننده
memorize

Section 8

Question Answer
emergeآشکار شدن ، بیرون آمدن ، ظاهر شدن
omitحذف کردن ، از قلم انداختن
practicalعملی ، کاربردی
establishتاسیس کردن ، ایجاد کردن
encounterمواجه شدن ، رو در رو شدن
substituteتعویض کردن ، جانشین
denoteنشانگر چیزی بودن ، معنی داشتن
donateاهدا کردن
donorاهدا کننده
dominant / predominantمسلط ، غالب ، عمده
obligate/obligatoryمجبور کردن / واجب ، الزامی
compare / comparisonمقایسه کردن / مقایسه
analogousمشابه ، همانند ، قابل قیاس
resolveتصمیم گرفتن ، حل و فصل کردن
resolutionتصمیم جمعی ، وضوح تصویر ، راه حل
revolutionانقلاب ، دگرگونی
proportionنسبت ، مقدار
adjacentمجاور ، همجوار
obey/obedientاطاعت کردن / مطیع ، فرمانبردار
occurاتفاق افتادن ، رخ دادن
margin/marginalحاشیه ، لبه / اندک
discriminateتبعیض قایل شدن ، تمیز دادن ، تشخیص دادن
oralشفاهی ، زبانی
magnifyدرشت کردن
confineمحدود کردن
observeمشاهده کردن ، نظاره کردن
referارجاع دادن ، اشاره کردن
deterجلوگیری کردن ، بازداشتن
deferبه تعویق انداختن / احترام گذاشتن
differتفاوت داشتن ، متمایز بودن
tempestطوفان
dejectedافسرده ، غمگین ، محزون
heed / heedlessتوجه ، توجه کردن/ بی توجه ، غافل
departترک کردن (سفر)
coincideهمزمان بودن ، مصاف شدن
debt/debtorبدهی ، قرض / بدهکار
resistایستادگی کردن ، مقاومت کردن
ignoreنا دیده گرفتن ، چشم پوشی کردن
conclusionنتیجه گیری ، پایان
tend / tendencyتمایل داشتن ، گرایش داشتن / گرایش ، علاقه
competeرقابت کردن ، مسابقه دادن
competenceشایستگی ، لیاقت ، مهارت
compensateجبران کردن ، غرامت دادن
conflictتعارض ، نا سازگار بودن
prohibitمنع کردن
thoroughتمام و کمال ، کامل
jaggedدندانه دار ، ناهموار
deficient / deficiencyناقص / نقص ، کمبود
deficitکسری ، اختلاف ، حساب
generateتولید کردن
degenerateافت کردن ، بدتر شدن
logicalمنطقی
rationalعقلانی ، معقول ، منطقی
penalizeجریمه کردن ، مجازات کردن
ceaseمتوقف کردن ، توقف ، ایست
mournعزاداری کردن
avoidدوری کردن از ، اجتناب کردن از
denyانکار کردن ، رد کردن ، تکذیب کردن
defy/defiantنافرمانی کردن ، دعوت به مبارزه کردن
miracle / miraculouslyمعجزه / معجزه آسا
overtآشکار ، علنی
covertپنهان ، پوشیده
overcomeغلبه کردن ، چیره شدن
preciseدقیق
blindنابینا
eradicateریشه کن کردن ، از بین بردن
terrify/terrifyingترساندن / وحشتناک ، ترسناک
persistentمصرانه ، با پشتکار ، سرسخت ، مداوم
exceedفراتر بودن ، متجاوز بودن از
indeedدر واقع ، به راستی
dependوابسته بودن ، بستگی داشتن
independentمستقل
heroقهرمان ، ستاره
sufferرنج کشیدن ، متحمل شدن
harmfulمضر
disasterفاجعه ، مصیبت ، حادثه
substantialقابل توجه و زیاد ، مهم
legal/illegalقانونی / غیر قانونی
customaryمعمول ، مرسوم
surplusمازاد ، اضافی ، زاید
exposeدر معرض گذاشتن ، نمایش دادن
legibleخوانا ، خوش خط
cavityحفره ، حفره دندان
obesityچاقی ، فربهی
indifferentبی تفاوت ، بی علاقه
identifyتشخیص دادن ، شناسایی کردن
migrateمهاجرت کردن
bachelorلیسانسه / مرد مجرد
guiltyگناهکار ، مقصر
deviateمنحرف شدن
humidمرطوب ، شرجی
pleaاستدعا ، تقاضا ، تمنا
memorize

Section 9

Question Answer
Deserveشایستگی داشتن ، سزاوار بودن
Preserveحفظ کردن ، نگاه داشتن
Prodigalولخرج ، اسراف کار
Thriftyصرفه جو ، مقتصد
Parsimoniousخسیس ، صرفه جو
Inundateاشباع کردن / از آب پوشانده شدن
Overwhelmسراسر پوشاندن ، غوطه ور ساختن
Scenicخوش منظره
Steadyثابت ، استوار ،محکم
Particularویژه ، بخصوص
In particularبه طور خاص
Ingredientsمواد اولیه ، اجزا
Contributeمشارکت کردن ، کمک کردن
Attestشهادت دادن ، گواهی دادن
Expenditureهزینه ، مخارج
Prejudiceپیش داوری ، قضاوت ، تبعیض
Punctualوقت شناس ، خوش قول
Tardy/tardinessکندی ، دیر آمدن ، تاخیر
Abridgeمختصر کردن ، کوتاه کردن
Abaseتحقیر کردن ، کم ارزش کردن
Abateکم شدن ، فروکش کردن ، کاهش یافتن
Complyمطابق بودن ، همخوانی داشتن
Precludeمحدود کردن ، منع کردن
Preludeپیش درآمد ، مقدمه
Secludeمنزوی کردن ، جدا کردن
Candidصادق ، رک و رو راست ، بی ریا
Sordidپلید ، کثیف
Mitigateتسکین دادن ، سبک کردن
Pretextعذر ، بهانه
Hamperمنع کردن ، مانع شدن
Impetusانگیزه
Impetuousبی پروا ، بدون فکر ، عجولانه
Alternativeجایگزین ، گزینه ، انتخاب
Realmقلمرو ، حوزه ، ناحیه
Aspire(to)آرزو داشتن ، اشتیاق داشتن
Respireتنفس کردن
Inhaleتنفس کردن (دم)
Exhaleتنفس کردن (بازدم)
Fortitudeصبر، بردباری ، شکیبایی
Gratitudeسپاسگزاری ، قدردانی
Destituteبینوا ، نیازمند ، فقیر
Craftyزیرک ، حیله گر
Equivalentمعادل ، یکسان ، برابر
Ambivalentنا مطمئن ، نا معلوم
Paucityاندک ، نا چیز
Duplicityدورویی ، ریا
Convokeتشکیل جلسه دادن
Revokeلغو کردن ، باطل کردن
Provokeتحریک کردن ، برانگیختن
Invoke استناد کردن
Conveneگردهم آمدن ، تشکیل حلسه دادن
Interveneپا درمیانی کردن ، مداخله کردن
Surrenderتسلیم شدن
Submission / submissiveاطاعت و پذیرش / مطیع ، فرمانبردار
Recollectبه خاطر آوردن ، به ذهن رسیدن
Diseaseبیماری
Deceaseمرگ ، فوت
Descendantنسل بعدی ، نواده
Offspringفرزند
Ancestorجد
Exploitبهده برداری کردن / سو استفاده کردن
Laudستایش کردن ، تحسین کردن
Applauseتشویق ، تحسین
Extolستودن ، تحسین کردن
Tributeاحترام ، تکریم
Venerateحرمت گذاشتن ، ستودن
Reverenceاحترام ، تکریم
Demographyجمعیت شناسی
Incumbentلازم ، ضروری
Coerceبه زور وادار کردن ، مجبور کردن
Detrimentalمضر
Deleteriousمضر ، زیان آور
Justifyتوجیه کردن
Manipulateفرمان دادن به نفع خود ، با مهارت انجام دادن / دستکاری کردن
Investسرمایه گذاری کردن
Empiricalتجربی
Dispose ofدور انداختن ، از شر چیزی رها شدن
Disposition/temperamentخلق و خو ، سرشت ، مزاج
At someone’s disposalدر اختیار کسی بودن
Striveتلاش کردن
Predispositionپیش زمینه ی قبلی
Stimulateبرانگیختن ، تحریک کردن
Constitutionقانون اساسی ، تشکیل ، ساختار
Imprisonزندانی کردن
Feignوانمود کردن
Faintغش کردن ، ضعیف ، ضعف و سستی
Meticulousدقیق
Demonstrationنمایش / تظاهرات
Properlyبه طور صحیح ، صحیح ، مناسب
Durableبا دوام
Altercationدعوا ، مجادله
Burgeonجوانه زدن ، شروع به رشد و پیشرفت کردن
Attemptتلاش کردن ، کوشش
Judiciousبا درایت ، خردمند
Determinedمصمم
Restoreبازگرداندن ، احیا کردن ، تعمیر کردن
Celebratedمشهور
Conservativeمحافظه کار
Reformistاصلاح طلب
Approvalتصویب ، پذیرش، موافقت
Inaccessibleغیر قابل دسترس
Autonomousمستقل ، خود مختار
Refineپالایش کردن ، تصفیه کردن
Accomplishبا موفقیت به پایان رساندن ، به انجام رساندن
Interactتعامل داشتن
Woundزخمی شدن ، جراحت
memorize

Recent badges